مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
997
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - در ميان نيست . فقط اين است كه امام عليه السلام جلو خيمهها آمد طفل صغير را خواست ، براي اين كه وداع فرمايد واورا مىبوسيد ، در آن هنگام ، هدف تير حرمله قرار گرفت . سبط ابنالجوزى در « تذكرة الخواص » گويد : « فالتفت الحسين فإذاً بطفل له يبكي عطشاً فأخذه على يده وقال : يا قوم ! إن لم ترحموني فارحموا هذا الطّفل ، فرماه رجل منهم بسهم ، فذبحه ، فجعل الحسين يبكي ويقول : اللَّهمّ احكم بيننا وبين قوم دعونا لينصرونا فقتلونا ، فنودي من الهواء : « دعه يا حسين فإنّ له مرضعاً في الجنّة » 3 . اين طفلى كه سبط ابنالجوزى اسم أو را ذكر نكرده وقضيهء تير خوردن أو را بيان نموده كه از جهت عطش گريه مىكرده وامام عليه السلام اورا بالاى دست مبارك گرفته وخطاب به آن قوم ستمكار ودرندههاى بيابان كرده وفرموده [ است ] : « هرگاه به من رحم نمىكنيد به اين طفل رحم كنيد » واورا با تيز زدهاند ، اين حالات كه طفل را در مقابل آن قوم نگاه داشته [ است ] ، با جريان عبداللَّه رضيع مغايرت دارد ؛ بلكه اين طفل علىاصغر است كه از عطش گريه كرده وامام عليه السلام اورا آورده وبراي أو آب خواسته وفرموده [ است ] : « اگر به من رحم نمىكنيد ، به اين طفل رحم كنيد » واورا نيز هدف تير جفا قرار دادهاند . از اينجا ظاهر مىشود كه حالات اين دو طفل را به هم خلط كردهاند وندايى كه از آسمان آمده [ است ] : « دعه يا حسين فإنّ له مرضعاً في الجنّة » ، اين خطاب دربارهء عبداللَّه رضيع است كه امام عليه السلام به مجردشنيدن آن ندا طفل را به خواهرش زينب كبرى داده است ؛ چون قضايا به هم مشتبه شده ، سبط ابنالجوزى آن را دربارهء علىاصغر ذكر كرده است . علىاصغر شيرخوار نبوده [ است ] . بعضي گفتهاند كه چهار سال داشته [ است ] واز نماز خواندن امام عليه السلام به وى چنانچه نقلش مىآيد ، ظاهر مىشود كه شش سال داشته است 4 وبعضىها بيشتر از آن نيز گفتهاند 5 . معنى آن نداى آسمانى اين است كه : « يا حسين ! طفل شيرخوار را رها كن ! » ولذا امام عليه السلام فوراً طفل را به خواهرش زينب كبرى عليها السلام داده وفرموده [ است ] : « يا أختاه خذيه . » چون به مقتضاى بشريت در آن موقع در جلو چشم بانوان عصمت ومادرش رباب كه آن طفل شيرخوار تير خورده وخدا مىداند در آن حال أوضاع وأحوال آن مخدرات عصمت با مشاهدهء آن منظرهء دلخراش طفل چهطور شده ، محبت أولاد خواسته به قلب مبارك امام عليه السلام راه بيابد ولذا فورى خطاب رسيده [ است ] : « اى حبيب من ! محبت أولاد با تير خوردن أو مبادا به قلب تو كه پر از محبت خداست ، راه يابد ؛ بلكه أو را رها كن ومحبت اورا از قلبت خارج كن ؛ زيرا براي أو در بهشت ، دايه وشيردهنده است . تو مشغول محبت من باش كه در راه دين من از همه چيز حتى از أولاد خود هم گذشتى . » لذا امام عليه السلام فورى به خواهرش فرمود : « طفل را بگيرد ! » واورا به آن بانوى عصمت داده است . -